پاسخی به «شبهات» مقاله‌ی «فرهنگ علمایی و سیاست حجاب در ایران»1
مرکز ملی پاسخ‌گویی به سئوالات دینی


پرسش:
سلام. مقاله‌ای که در لینک زیر موجود است، بحث الزام حکومتی حجاب را زیر سئوال برده است. اگر ممکن است جواب شبهات این مقاله را بدهید.
پاسخ:
باسلام و تشکر به‌خاطر ارتباط‌تان با این مرکز. موضوع اصلی این مقاله نوع نگرش خاص و فضای کلی در فرهنگ زیست معرفتی کارشناسان دینی و استنباط‌کنندگان مبانی دینی است که به‌تعبیر نویسنده «فرهنگ علمایی» نامیده شده است. نویسنده‌ی ‌این مقاله موضوع حجاب را به‌عنوان یک نمونه و شاهد بر ادعای خود بیان نموده است. البته در خلال بیان این مسأله، از حالت مثال‌گونه خارج شده و به مبحث حجاب اجباری به‌طوری گزارش‌گونه و نقدآمیز پرداخته است. در‌عین‌حال در این مقاله نقد مشخص و شبهه‌ی معینی در مورد مسأله‌ی حجاب بیان نشده، برخی نظریات و استدلالات دو طرف ارایه شده است. به‌نظر می‌رسد برای نقد و بررسی شبهات لازم باشد به خود منابع که در پی‌نوشت و کتاب‌نامه‌ی مقاله آمده است مراجعه نمایید.
اما در مورد اصل این نظریه توجه به چند نکته بااهمیت است:
1. بسیاری از نکات و موضوعات مطرح‌شده در مقاله صحیح و قابل قبول و منصفانه است، اما درعین‌حال پذیرش همه‌‌ی این امور به‌معنای نادرستی حجاب اجباری نیست. حتا نکات متعددی که ‌ایشان از شهید مطهری در مورد نوع استنباط احکام و تفاوت موقعیت‌های فقها در این امر، هم‌چنین برخی روایات مورد توجه در باب حجاب بیان شده است، بیان‌گر همین امر است. زیرا شهید مطهری در کنار همه‌ی این مباحث اصلاً مخالف حجاب اجباری نبود. کتاب‌های نوشته‌شده از این شهید بزرگوار به‌روشنی بیان‌گر این امر است که ‌ایشان از آزادی و حق انتخاب در حجاب سخن نگفته و آن را مورد تأیید ندانسته است. حتا نقل شده که در جیب شهید مطهری در هنگام شهادت تکه‌کاغذی وجود داشت که در آن برخی از نکات مهم جهت تذکر به حضرت امام یادداشت شده بود که یکی از آن‌ها «ضرورت تبیین حجاب استاندارد» بود. در وقت شهادت ایشان هنوز حجاب در ایران اجباری نبود و افراد بی‌حجاب در سطح جامعه کم نبودند.
2. بررسی‌های تاریخی و روایی در مورد مقوله‌ی حجاب در صدر اسلام به ‌این آسانی نیست. نیاز به بررسی‌های کامل و دقیقی دارد. بسیاری از روایات ذکرشده در این مقاله که به‌عنوان شاهد مثال بیان شده، ارزش سندی ندارد. نمی‌توان از آن‌ها در استدلال‌ها بهره‌برداری نمود. حتا مقصود شهید مطهری هم این نبوده است. به‌عنوان مثال اکثر روایات در مورد نحوه‌ی برخورد و نام‌بردن پیامبر از همسران‌شان از منابع اهل‌سنت نقل شده که برای ما قابل قبول نیستند.
3. همان‌گونه که شواهد و قراین تاریخی مؤید دیدگاه مخالفان حجاب حکومتی است، در مقابل شواهد و قراینی هم وجود دارد که پیامبر و اهل‌بیت در عمل یا در سخن به‌شدت از هر نوع روابط عادی و آزاد زنان و مردان نهی می‌کردند. تلاش در رفع کم‌ترین تماس و جلب‌توجه‌ای در این زمینه در سطح جامعه بود. در «سنن النبی» نقل شده که پیغمبر اکرم برای این‌که تلاقی و تماسی بین زنان و مردان از مؤمنان مدینه رخ ندهد، دستور داد که شب‌هنگام که نماز تمام‏ می‏شود، اول زن‌ها بیرون بروند، بعد مردها. هم‌چنین برای این‌که کم‌ترین برخورد و اصطکاکی رخ ندهد، دستور می‏داد مردان از وسط، و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند2. آیا این نوعی عمل اجتماعی برای جلوگیری از کم‌ترین جلب‌توجه بین دو جنس مخالف محسوب نمی‌شود؟ به نظر می‌رسد اگر دستور صریحی در مورد رعایت حجاب در آن جامعه وجود ندارد، به‌خاطر فرهنگ رایج و حساسیت شدید و غیرت عمیق عربی بوده که عملاً ضرورت طرح این مباحث را منتفی می‌ساخته. اگر کم‌ترین عدول و کم‌توجه‌‌ای در این زمینه رخ می‌داد، پیشوایان دین به‌شدت از آن جلوگیری می‌کردند؛ چنان‌که وقتی خبر ارتباط راحت و بی‌حساسیت زنان و مردان عراق در بازارها به امام‌علی(ع) رسید، حضرت در سخنان تندی خطاب به مردم فرمود: «اى مردم عراق! به من خبر رسیده است که زنان شما در بین راه با مردان برخورد کرده و آنان را کنار مى‏زنند، آیا شرم نمى‏کنید؟! خدا لعنت کند کسى را که غیرت ندارد3.» البته فارغ از موارد حکومتی و عمومی‌، در موارد متعدد پیامبر و معصومین(ع) در موارد خاص و تحت‌عنوان دستورهای اخلاقی و تربیتی، جامعه‌ی اسلامی ‌را به‌سوی تهذیب و پاکی و رعایت حجاب، ره‌نمون گشته‌اند. مثلاً روزی اسما ـ که خواهرزن پیامبر بود ـ با جامه‌ی نازکی به خانه‌ی پیامبر آمد. پیامبر، روی خود را از او برگرداند و فرمود «ای اسما! وقتی زن به حد بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندام‌اش دیده شود، مگر صورت و دست‌ها4.»
4. در یک نگاه کلی هم به‌روشنی می‌توان دریافت که اسلام هیچ‌گاه در مورد امور و تکالیف اجتماعی نگاهی تسامحی نداشته و اگر در هر زمینه‌ای دستور واجبی از جانب خداوند صادر می‌شد، به‌شدت و در نهایت قدرت با مخالفان آن برخورد شد. تنها استثنا امور کاملاً شخصی و فردی و در درون محدوده‌ی شخصی افراد بود. نظایر این رفتار در مورد شرب خمر و روابط نامشروع که اموری کاملاً فردی و در محدوده‌ی روابط شخصی افراد بودند، دیده می‌شود که در قرآن و روایات حدود معینی برای آن درنظر گرفته شد5. در این‌گونه موارد هرچند در مورد اثبات آن تسامح بسیار به‌خرج داده شده، اما به‌محض اثبات، با آن برخورد جدی می‌شد و حدود و مجازات‌های سختی که برای آن‌ها درنظر گرفته‌شده، اعمال می‌شد. حتا در مورد برخی از اعمال فردی مانند نماز، آن‌گاه که به‌نوعی جنبه‌ی عمومی ‌و اجتماعی پیدا می‌کرد و از رفتار برخی از افراد نوعی تلقی بی‌اعتنایی به‌چشم می‌خورد، پیامبر به‌شدت برخورد می‌نمود. در روایات نقل شده که حضرت وقتی از بی‌توجه‌ای برخی افراد منافق در مورد حضور در نماز جماعت مطلع گشت، به‌شدت در برابر آنان موضع گرفت: «پیامبر با هم‌سایه‌گان مسجد شرط نمود که در نماز جماعت شرکت کنند و فرمود: آنان که در نماز جماعت شرکت نمى‏کنند، باید از این کار دست کشند. وگرنه مؤذن را امر کنم که اذان و اقامه گوید. پس آن‌گاه مردى از اهل‌بیت‌ام را که همان على است، دستور دهم که پشته‏هاى هیزم را گردهم آورده، خانه‌ی کسانى را که به نماز جماعت نمى‏آیند، آتش زند6.» با توجه به‌ این قراین می‌توان به‌ این جمع‌بندی رسید که معنا ندارد دستور واجبی در مورد حجاب برای زنان صادر شده باشد7، اما جامعه‌ی اسلامی ‌در برابر تخلف آشکار از آن از خود واکنشی نشان ندهد. به‌خصوص که تبعات منفی و پی‌آمدهای مضر آن ملموس و مشهود باشد. درهرحال این امر نیازمند تحقیقی کامل و جامع است. نمی‌توان به ‌این سادگی در مورد یکی از احکام به قضاوت نشست و اظهارنظری شخصی و عرفی داشت.

پی‌نوشت‌ها:
1. این متن در پاسخ به پرسش یکی از مخاطبان وبلاگ نویسنده‌ی مقاله‌ی مذکور در مورد آن مقاله و توسط مرکز ملی پاسخ‌گویی به سئوالات دینی نگاشته و ارسال شده است.
2. کافی. ج 5. صفحه‌ی 518.
3. الوسائل. ج14. صفحه‌ی 174 ؛ المحاسن. ج1. صفحه‌ی 115.
4. سنن ابی‌داود. ج2 صفحه‌ی 383،
5. قرآن کریم. نور: 2؛ عیون أخبار الرضا. ج‏2. صفحه‌ی 97.
6. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال. صفحه‌ی 232.
7. قرآن کریم. نور: 31.

* نقل از وبلاگ «نقد فرهنگ»