پرونده‌ای برای علی‌رضا کمری و پژوهش جنگ
یادداشت 1
«عنوان» بُوَد نَمَک‌چِشِ مکتوبِ سَر به مُهر
علی‌رضا کمری


اشاره: دو سال و اندی پیش از این عزیزی طلب کرد در معنیِ «عنوان» ـ عنوان کتاب ـ چیزکی بنویسم؛ پذیرفتم و به مصداق الحدیثُ ذوشُجونٍ آنچه در این نَمَط به‌خاطر آمد بر قلم جاری شد، اما بدرقه‌ی اقبال را که این قلم گشت به وصال نشر کام‌یاب نگشت. اکنون آن کوته‎نوشت را به دیدار خوانندگان تقدیم می‎کنم. باشدا و بسا که که اَلزّیتُ فی العَجینِ لا تضیع.
اقتضایِ مجال و حالِ موجود در پاسخ به اقتراح منظور بر سیاقِ بداهه و ایجاز مقدور و میسور است، تا کی و کجا و چه‌گونه سامانِ سَخن در این باب بَر وجه مَطلوب و مُشبع ممکن شود.
اما بعد؛ عِنوان/ عُنوان در معنیِ مقصود ـ سَرنامه ـ اولین شناسه‌ی شناسای کتاب است به رسم سُنت و رُتبت و می‌توان گفت وجودِ ذهنیِ اثر ـ که متوقع است در شأنیت و مَنزلت، مصداق و ممثل آن باشد ـ حتا پیش از دیدار عینی به دلیلِ چهره‌ی نام در خاطر متبادر و ساخته و پرداخته می‌آید. زین سبب که اسم مَظهر مُسماست می‌شاید و می‌بَرازد عنوان هستی کتاب و بل چه‌گونه بودِ آن را بنماید و از غیر، حتا اقران و اشباه بازشناساند و در جای اسم خاص مَعرفه‌ساز، عَلَم، شبه‌جمله ـ در پارسی ـ و خَبرِ مُبتدایِ محذوف ـ در تازی ـ ایفای نقش کُند. عنوان، نمود مکنونِ سلام و ملاقات نخستِ صاحب اثر با مخاطبِ صاحب‎ نظر است؛ اما ذکر استثنای مقدم از حدّت بداهت در تقدیر و تقدم نام صورت پنهان دارد، زیرا عنوان‌یابی بدون افاضه‌ی لُطف خالق بیان و اسم و قلم و آنچه بدان نویسند ناممکن است.
*
نزد کتاب‌‌مُقیمان ـ کتاب‌ورزان/ کتاب‌کاران، کتاب‌گزاران، کتاب‌گران، کتاب‌داران، کتاب‌دانان، کتاب‌پژوهان، کتاب‌شناسان و از این شمار ـ تلقی و تعریف یگانه‌ای از عنوان احصا و تصدیق نشده است. در این میان پیشارویِ عُرف معمول و عَملِ مألوفِ کتاب‌داران و کتاب‌شناسان، عنوانِ اثر از حیث اطلاعاتِ کتاب‌شناختی در فهرست‌نویسی اهمیت به‌سزا دارد. کما این‌که نام پدیدآور و موضوع دو دلیل دیگر ره‌یابی و دست‌یابی جوینده و خواهنده‌ی اثر به‌شمار می‌آیند. مع‌الوصف از آن‌جا که پدیدآوران اثرزادِ خود را همچون فرزند خویش می‌انگارند در نام‌دهی و اسم‌گذاری فرزندشان مُلاحظات کتاب‌شناسان و کتاب‌داران را ـ که بسا به‌ باور ایشان صِرفاً به ثبت احوال و اسنادِ موالید اندیشه اشتغال دارند ـ مرعی و ملحوظ نمی‌دارند. کَانّه شأن وجودی آنان را اتباعی خود و ایفای وظیفه‌ی خدمتِ اطلاع‌رسانی و وساطت فیض به خوانندگان و جویندگان و مراجعان می‌دانند و چنین صورت بسته است که کتاب‌داری، حرفه‌ای برآمده و جَنبی از حاصلِ عملِ دانشورانه‌ی اهل قلم و اثر است. ورود در این دقیقه فراتر از میدانِ تنگ این یادنوشت است، مع هذا برآنم حتا همین خوانش اقل/ تقلیل‌یافته از کتاب‌داری و کتاب‌شناسی ـ به‌رغمِ مضایق موجود ـ به‌مثابه‌ی حِرفه می‌سزد و می‌تواند و می‌باید متعلق دانش نگریسته و مباحث موضوعه‌ی مترتب بر آن تبویب و تحلیل شود.
فراتر از نظرگاه دانش‌شناسانه‌ی متعارف اهل اصطلاح، به دیدی ژرفاتر اعتبار دانش کتاب‌شناسی و اطلاع‌رسانی بادید می‌آید، چه اگر این مُهم مستلزم دانش‌شناسی و رسانندگی آن باشد، مقدم بر آن، رساننده خود باید رسیده باشد. با همه‌ی ظرایف و دقایقی که در کلمات دانش و رساندن امکان تحقق دارد؛ که فاقد شئ مُعطی شئ نتواند بود. آن‌گاه معلوم خواهد آمد تفکیک‌هایِ اعتباری در قلمرو معرفت و کارکردهای فهم انسانی از چه روست. مرحوم مَبرور شیخ آقا بزرگ تهرانی دراین طریق یک کتاب‌شناس کتاب‌رسان است؛ حتا صاحب مجموعه‌ی عظیم‌القدر «الغدیر» نیز، که ایشان در پی سیره‌ی عُلمایِ سلفِ روزگارانِ دیر و دور، راه گشوده‌ی ابن‌ندیم و صاحب «کشف‌الظنون» را رفته‌اند و رسیده‌اند و بی‌دریغ و مجامله و توقع و محاسبه روندگانِ قبله‌ی حق را مدد کرده‌اند.
[...] در این صورت در وضع و جَعل اسم و نام‌گذاری و نام‌دهیِ اثر، مداقه‌ی اهل فن نزد مؤلفان و کتاب‌کاران و نویسندگان مطمح‌نظر قرار خواهد گرفت. مشاهده‌ی رعایت قواعد ویرایش ـ که چند دهه قبل از این پیرایه‌ای مُستبعد بر کتابت و مکروه می‌نمود و به مرور دل‌نمودگی و عمل مُصلحانه و خردمردانه‌ی تنی چند از اهل قلم و دانش، فراروی نویسندگان وجاهت و قبول یافت ـ سرمشقی از برای نیل بدین مقصود تواند بُود.
* چنان که به اشارت گفته آمد، رأی کتاب‌شناسانه و کتاب‌دارانه در عنوان‌دهی مدنظر پدیدآورندگان نیست و ذهن و زبان و ذوق نویسنده در این مُهم مدخلیت تام دارد. بدیهی است از این منظر فرایند نام‌گزینی به‌حَسبِ موضوع و محتوایِ متن و مرتبه‌ی آگاهی و تجربه‌ی مؤلف گونه‌های عنوان را به‌سان پدیده‌ای قابل درنگ پدیدار می‌سازد. از منظر زبان‌شناسی بررسی وجه دستوری، آوایی و معنی‌شناختیِ نام شایان توجه است. فراتر از این چون نام افشره‌ی اراده و مبنای نظر صاحب اثر را دربردارد، و همچون متن، زمینه و حوزه‌ی فرهنگی و اجتماعی و تاریخی پیدایی و تکوین اثر را بیش و کم نشان می‌دهد از دیدگاه نشانه‌شناختی حائز اهمیت است. این ویژگی خاصه در کتاب‌هایی که فاقد عنوان توضیحی و فرعی هستند و در زمره‌ی آثارِ خلاق هنری ادبی درمی‌گنجند بیش‌تر صدق می‌کند. توجه به عامل‌های متغیر، همچون زمان، فضای گفتمانی، جغرافیای فرهنگی، حوزه‌ی تولید اثر و نظرداشتِ مخاطبان نیز در این جریان پیدا و ناپیدا تعیین‌کننده است. با معاینه‌ی این موارد و امثال آن بازشناسی و بررسی عناوین کتاب‌های منتشرشده در یک حوزه‌ی موضوعی ممکن و مَظنه‌ی معیارهایِ پسند و سُویه‌نگاه پدیدآورندگان آثار دست‌یاب می‌شود. دانستنی است عنوان‌دهی کتاب از سویِ پدیدآورندگان نمی‌تواند تابع ابلاغ‌ها و تمهیدهایِ آشکار برونی باشد و در این‌جا به مانند جریان حیات‌مند زبان در بستر جامعه، توصیه‌ها و تأکیدات دستورمندانه ره به جایی نخواهد بُرد. اهتمام به شناخت و تحلیل واقعیت امر مَشهود است که امکان فهم را از برای کتاب‌ورزان وکتاب‌پویان فراهم می‌کند. ره‌بردن به مَقصدِ جوابِ پرسش‌هایی از شمار آنچه در نظرخواست منظور آمده است نیازمند عنایت جدی به نکاتی است که ـ گویی یکی از هزاران ـ در این قلم‌گشت طرداً للباب حَسب امتثال رأی خواهنده این مختصر گزارده شد. علی‌الخصوص نگاشته‌ها و فراهم‌گشته‌هایِ مکتوبِ بین‌الدَّفتینی جنگ/ دفاع مقدس که مأخود و متأثر و دال بر پیدایی و پویایی عرصه‌ی تجربه‌اندوزی و احساس و عاطفه و ارزش‌گرایی‌اند و دُورانی سرشار از تب و تاب را در خود نهفته‌اند درخور این امعان نظرند و زان غنچه‌ی لب وظیفه‌ی من یک سخن بس است.
والسلام
عصر جمعه 1/6/87