پرونده‌ای برای علی‌رضا کمری و پژوهش جنگ
یادداشت 2
تفکر؛ نقطه‌ی آغاز پژوهش ناب جنگ
معصومه رامهرمزی


ادبیات جنگ در همه‌ی جهان سابقه‌ای طولانی دارد، اما به‌روشنی می‌توان دریافت که در ایران شکل مستقل و ویژگی‌های خاص خود را داراست. با این‌که بیش از دو دهه از تولد و رشد این‌گونه از ادبیات گذشته است، اما هنوز با تبدیل‌شدن به یک جریان با تکیه بر ساختار منسجم و نظریه‌ای، فاصله‌ی بسیاری دارد. دست‌یابی به نظریه‌های قابل ارایه و پذیرش، قطعاً برعهده‌ی پژوهش‌گران و نظریه‌پردازان است و در این‌جاست که نقش کلیدی پژوهش جنگ و پژوهش‌گران توانا را می‌توان دریافت. نیاز امروز پژوهش و ادبیات جنگ، وجود صاحب‌نظرانی است که از نگاهی کلی و هدف‌مند برخوردار بوده و پشتوانه‌ی علمی کافی جهت نظریه‌پردازی و حوصله‌ی لازم جهت بررسی سیر تولید و سبک‌شناسی آثار را دارا باشند.
استاد علی‌رضا کمری ـ نویسنده و پژوهش‌گر تاریخ و ادبیات دفاع مقدس ـ از معدود کسانی است که در طی بیش از دو دهه مجاهده‌ی علمی، همواره به یکی از اصلی‌ترین نقاط خلأ در ادبیات و تاریخ جنگ یعنی عدم وجود برداشت‌های تئوریک پرداخته است. اشراف علمی استاد بر تاریخ ایران و اسلام، متون کهن ادبیات، فرهنگ‌شناسی، دانش نشانه‌شناسی، خاطره‌پژوهی و پژوهش به‌معنای اعم کلمه و جامعیت شخصیت ایشان به‌دلیل نگاه بین‌رشته‌ای و فرارشته‌ای و درنتیجه نقدونظرهای جامع و همه‌جانبه، عامل تمایز ایشان از سایر پژوهش‌گران است.
ایشان به‌دلیل سال‌ها اهتمام و مداقه در مباحث کلان جنگ و تألیف مقالات و کتب متعدد در این حوزه که هریک مرجع پاسخ‌گویی نویسندگان و محققان است، از چهره‌های برجسته‌ی پژوهشی به‌شمار می‌روند و بی‌اغراق می‌توان گفت شناخت مباحث نظری و معرفتی جنگ بدون بررسی آرا و دیدگاه‌های استاد کمری، عملاً امکان‌پذیر نیست. تولید آثاری هم‌چون «یاد مانا»، «تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق» و «با یاد خاطره»، نگاه جدیدی را به دوست‌داران ادبیات پای‌داری بخشیده و راه جدیدی را که مبتنی بر تفکر پژوهشی است پیش روی مطالعات پژوهشی جنگ و خاطره‌پژوهی گذارده است.
علاوه بر توان‌مندی‌های علمی در حال توسعه، روش و منش ایشان در انتقال دانش به دوست‌داران ادبیات پای‌داری، برای پژوهش‌گران این حوزه قابل تأمل و تبعیت است. سخاوت علمی و انتقال بی‌دریغ دانش و تجربه به محققان و پدیدآوران، نقش ایشان را در حوزه‌ی مطالعات جنگ شاخص کرده است. در شرایطی که بسیاری از اندیش‌مندان و پژوهش‌گران پس از رسیدن به ثبات، در رشته‌ی تخصصی خود و احساس استغنای علمی گاه به‌طور طبیعی و گاه به‌شکل کاملاً آگاهانه از بدنه‌ی جامعه جدا می‌شوند و در انزوا و پستوی خلوت خود به تحقیق و تحلیل می‌پردازند و تنها حلقه‌ی ارتباطی‌شان با علاقه‌مندان، تألیفات و آثارشان است، و در جایی که بسیاری از مراکز پژوهشی جنگ وابسته به مجموعه‌های نظامی است و امکان ارتباط و بهره‌مندی از دانش و منابع مراکز به‌شکل مستقیم وجود ندارد، درِ واحد پژوهش حوزه‌ی هنری همواره به روی پرسش‌گران جنگ، از علاقه‌مندان مبتدی تا کارشناسان و پژوهش‌گران دانش‌گاهی و غیردانش‌گاهی داخل و خارج کشور باز است.
صبر و حوصله‌ی استاد در پاسخ به سئوالات مراجعین باوجود فاصله‌ی علمی بسیار با آنان، تلاش برای توان‌مندسازی پرسش‌گران، ارایه‌ی ایده و روش به نمایندگان مراکز و متولیان همایش‌های علمی، نظارت بر تدوین و نگارش پژوهش‌های جنگ اعم از پایان‌نامه‌های دانش‌جویی و مستقل تنها بخشی از تلاش‌های استاد در طی سال‌های اخیر است. انتخاب و استمرار چنین روش و منشی که مسلماً پای‌بندی به آن برای شخصیت پرمشغله‌ای چون استاد کمری کار ساده‌ای نیست و عرف جامعه نیز بر این منوال نمی‌باشد، حکایت از نگاهی خاص و آگاهانه به موضوع دارد. چنین به‌نظر می‌رسد که استاد کمری ریشه‌ی خلأ تئوریک موجود در ادبیات جنگ را مشکلات موجود در مباحث پژوهشی جنگ دانسته و چاره‌ی اصلی تحول و تکامل فعالیت‌های تحقیقاتی را در اهتمام جدی مجموعه‌ها و پژوهش‌گران به اندیشه و تفکر می‌دانند. موضوعی که به‌نظر ساده و شدنی، اما درواقع کم‌یاب و دور است.
استاد کمری در کنار تولید آثار محوری و تأثیرگذار با تعامل و هم‌سخنی با پدیدآوران و علاقه‌مندان به‌نوعی موجبات هم‌اندیشی و فعال‌سازی اذهان را فراهم می‌کند. تا آن‌جا که مخاطب به لحاظ تفکر علمی به‌ سمت‌وسویی جهت‌گیری می‌کند که در مقابل هر مفهومی علامت سئوالی قرار می‌دهد و میل به اندیشیدن باهدف و نتیجه‌بخش را در خود تجربه می‌کند؛ اندیشه در مفاهیم سخت و پیچیده و حتا در امور بدیهی.
به‌دلیل عدم ثبات و استقرار و استمرار مدیریت فرهنگی جامعه، اشخاص شاخصی چون استاد کمری به انتظار ایجاد فرصت یا هموارسازی فرهنگی برای پیش‌برد اهداف نمی‌نشینند. آموزش نیروی انسانی از مسایل مهمی است که روند پژوهش به آن نیازمند است و بسیاری از چالش‌های موجود به‌‌دلیل فقدان انتقال منسجم دانش و عدم آموزش افراد از محققان تا پدیدآوران و مدیران است.
استاد کمری خریدار پرسش‌های علاقه‌مندان و پاسخ‌گوی ابهامات آنان است و با مدیریت علمی به آموزش بسیاری از مستعدین ادبیات پای‌داری پرداخته‌اند و موجبات تولید آثار ماندگار ادبی و پژوهشی را فراهم نموده‌اند. توجه به ضرورت موضوع پژوهش و دقت خاص و ویژه‌ی استاد به این بخش از فعالیت‌های جنگ که نقش تعیین‌کننده‌ای در ورود به حوزه‌های معرفت‌شناسی دارد، ادبیات جنگ را از قضایای تکراری رها می‌سازد و به سوی تفقه و اجتهاد ره‌نمون می‌سازد.
سزاوارتر است که در ادامه‌ی این یادداشت نگاهی به جملات کلیدی استاد کمری داشته باشیم. دو گروه مخاطبین اصلی این پیام‌ها هستند؛ گروه اول، پژوهش‌گران و محققان و پدیدآوران، که معدن‌شناسان و استخراج‌کنندگان گوهر عظیم جنگ‌اند. گروه دوم، مدیران و متولیان فرهنگی جامعه که بدون مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح آنان بسترهای لازم تولید و توسعه‌ی آثار جنگ مهیا نمی‌شود.
هرچند این جملات در مقالات و کتاب‌ها و سخن‌رانی‌های استاد کمری آمده است اما به حیث اهمیتی که در موضوع مطالعه و پژوهش جنگ دارند، در این بخش از یادداشت به‌شکل مستقل و برجسته ارایه می‌گردند. بدیهی است نیل و وصول به شرایط مطلوب مطالعات جنگ در گرو تمکین به تشخیص اهل نظر فارغ از سلایق شخصی و تعصب‌های جانب‌دارانه است.
*
• «کار برای جنگ سه‌چیز می‌خواهد: علم، باور و اخلاق.»
در برخی از سخن‌رانی‌های ایشان از عنصر چهارمی نیز یاد شده است که عبارت است از حریت. باید قبول کرد که پدیدآوری در حوزه جنگ نیازمند به همه‌ی این عناصر است. وجود این عناصر یعنی متفاوت‌بودن کار جنگ با هر قسم دیگری.
• «دفاع‌مقدس و دوران جنگ بهشت محققان از فراوانی مسأله و موضوع است.»
از نظر ایشان مبادی شناختی و معرفتی این دوران محل اعتنای جدی پژوهش‌گران می‌تواند باشد.
• «پژوهش به‌معنی بازجست و مطالعه، یک مطالعه‌ی جدی، دقیق، روش‌مند و مبتنی بر تفکر و قاعده است و ممکن است به طرح سئوالی بیانجامد که خود طرح سئوال مه‌م‌تر از پاسخ است. چون سئوال از علم برمی‌خیزد. ذهنی فعال و کنش‌گر است که سئوال دارد.»
استاد کمری در مواجهه با مطالعه‌کنندگان آثار خود همواره خریدار سئوالات آنان اند. به‌نظر ایشان کسی که سئوال ندارد یا عالم کامل است که چنین چیزی وجود ندارد یا نمی‌داند که نمی‌داند. فاصله‌ی بین این دو انسان‌های متعارف اهل تحقیق اند که دایم با سئوال سروکار دارند.
• «مشکل اصلی پژوهش و منتهی‌العلل اصلی فقدان و فقر تفکر در جامعه است.»
• «قیدوبند ملاحظات و محذورات و مصلحت‌ها پژوهش را ممکن است به شبه‌پژوهش تبدیل کند.»
از نگاه ایشان، پژوهش واقعی در فضای آزاد ذهن امکان تحقق پیدا می‌ و به همین دلیل مرزپذیر نیست.
• «جنگ و دفاع مقدس لایه‌ها و ساحت‌های متفاوت و متعددی دارد. پدیده‌ای است که اضلاع‌اش کثیر است و تک‌بعدی و تک‌ضلعی نیست. لذا منظرها و رویکردها و ره‌یافت‌ها در شناخت آن نمی‌تواند تک‌قرائتی و تک‌خوانشی باشد.»
از دیدگاه ایشان وجود یک نگاه مسلط به جنگ جامعه را دچار مضیقه‌ی پژوهشی می‌نماید و گویی محقق زاویه‌ی دید خود را از زاویه‌ی 360 درجه به 50 یا60 درجه محدود سازد و یک جزء مهم و غیر‌قابل‌انکار را تعمیم به یک کلی بدهد که آن را ندیده است.
• «پژوهش یک جریان اندیشه‌ای نظام‌مند، پی‌گیر و مستمر است. چیزی که مخل پژوهش است عدم استمرار است. از دیگر مشکلات این حوزه انقطاع‌‌های مکرر، بی‌تداومی و پراکندگی است.»
از نظر استاد کمری تشریک مساعی و تقسیم وظایف از جمله ضرورت‌های امر پژوهش است. چراکه کار پژوهش یک کار فردی و منفعل نیست بلکه حرکتی نظام‌مند و جمعی است. زیرا کار در خلوت‌های فردی و عزم‌های شخصی کم‌تر تکرار می‌شود. درحالی‌که پژوهش در سایه‌ی ثبات و تداوم امکان‌پذیر است.
• «پژوهش نیازمند قبول خطر و سرمایه‌گذاری است وجز به دانش و آموزش شدنی نیست. باید داشته‌ها و خوانده‌های‌مان را بپالاییم، بپیراییم و بیفزاییم. این جزو حلقه‌های مفقوده است.»
از نگاه ایشان آموزش حلقه‌ی مفقوده است در پژوهش و وابسته به آن و همین موضوع انحراف و خطا در نتایج پژوهش را موجب می‌شود.
• «پژوهش ناب با روش‌مندی و خردگرایی و آزادی امکان‌پذیر است و مصلحت‌بردار نیست.»
*
آن‌چه در این یادداشت کوتاه عرضه شد، برداشت موجزی است که صرفاً بیان‌گر شناخت محدود اما باورمندانه‌ی نگارنده نسبت به نقش استاد کمری در عرصه‌ی مطالعات نظری و پژوهش جنگ است. بی‌شک نقصان این یادداشت خللی به بزرگی موضوع وارد نخواهد آورد.